ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

82

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

مگر چيزى را ادعا كند كه من از آن آگاهى ندارم . خدا را به واسطهء نعمت‌هايى كه نصيب من كرده است ستايش مىكنم . اما آنچه در مورد حمله ضحاك به حيره و يمامه گفتى ، بدان او پست‌تر از آن است كه حتى از آن طرف گذشته باشد چه رسد كه به آنان حمله كرده باشد . اما اين كه نوشته‌اى نظر و رأيم را به آگاهى تو برسانم ، رأى من آن است كه جهاد كنيم تا وقتى كه خدا را ديدار كنيم . از زيادى مردم در پيرامون خود احساس عزت نمىكنم و از اين كه آنان از پيرامون من پراكنده شوند نيز احساس وحشت نمىكنم . زيرا من بر حق هستم و خدا نيز با حق است . هيچ گاه مرگ را بد ندانسته‌ام زيرا همهء خير و نيكى پس از مرگ است ، وضعيت من همچون وضعيت برادر بنى سليم است كه گفته است : اگر از من بپرسند كه چگونه صبر مىكنم . گويم همچون كسى كه مصلوب شده است بر شك و ترديد زمانه صبر مىكنم براى من بسيار با ارزش است كه شخص سرزنشگر را ببينم . شخص سخن چين سرزنش مىكند و شخص دوستدار را نا اميد مىكند . نامهء ام سلمه به عايشه زمانى كه مردم مدينه در مسير عايشه ، طلحه و زبير گرد آمده بودند و آنان مردم را براى جنگ با على تحريض مىكردند . ام سلمه نامه‌اى بدين مضمون براى عايشه نوشت : عايشه تو دروازه‌اى هستى ميان رسول خدا ( ص ) و امت او ، حجاب تو همچنان بر حرمتش باقى است . قرآن كريم اعمال تو را محدود كرده است ، تو نمىبايد آن اعمال را فراخى دهى ، صدايت را آرام كرد ، تو آن را بلند نكن و فرياد برنياور . تو به تحقيق مىدانى اگر ستون دين كج شود به واسطهء همت زنان راست نمىگردد ، و به واسطه زنان كار دين درست نمىشود . صفت پسنديدهء زن ، پوشاندن چشم از ديدن حرام است . جواب رسول خدا ( ص ) را چه خواهى داد در حالى كه آوارهء كوه‌ها و دشت‌ها هستى . بر پشت شترى نشسته‌اى و از چشمه‌اى به چشمهء ديگر مىروى . خداوند بيناى توست ، و بر رسول خدا ( ص ) وارد خواهى شد . تو حجابى را كه خداوند بر تو مقدر كرده است ، شكسته‌اى و عهد و پيمان او را به سويى نهاده‌اى ، به خدا سوگند ، من از اين كه حجابى را كه خداوند بر من نهاده است ، به كنار زنم ، شرم دارم . حجاب